احمد على خان وزيرى

58

جغرافياى بلوچستان ( فارسى )

مبارزى به جلادت موصوف بود ، در غلواى « 1 » مستى از عالم هستى اخراج نمود . با مادرش كه ملقّب به نوّاب متعاليّه بود ، به بىحرمتى سلوك مىنمود كس به دزدى فرستاد اموال خالهء خود كه منكوحهء برادرش نصر اللّه خان بود ، دزديد . در ميانه بلوك انار و يزد والدهء رستم خان را كه روانهء طهران بود ، غارتيد . هرج و مرج كلّى در كرمان باديد آمد . [ 234 ] اين اخبار در دار الخلافه به سمع اولياى دولت رسيد . از سدّه « 2 » خلافت خانلر خان پسر على مراد خان زند و دخترزادهء محمّد حسن خان قاجار مأمور شد كه به كرمان آمده ، تفتيش حال كند و عباسقلى خان را از رأى ناصواب بازدارد . در خلال اين حال ميرزا حسين وزير كرمان كه از تربيت‌يافتگان شاه شهيد آقا محمّد شاه - رحمة اللّه المجيد - بود ، به بهانه اينكه [ 235 ] مىروم طهران و رفع اين سخنان را مىنمايم به دار الخلافه شتافت . بعد از آنكه خانلر خان وارد كرمان گرديد اغتشاشى ديد كه از هزار و يك و از بسيار اندك آن در طهران شنيده نشده ، بعد از پنج شش ماه توقّف به استيذان عباسقلى خان عنان مراجعت برتافت . در قريهء رباط كه يازده فرسنگى شهر كرمان است ارباب حسين نام كه از زارع زادگان بلوك بردسير بود ، حسب الامر عباسقلى خان آن بيچاره را [ 236 ] در نيم‌شب بكشت . عاقبت محمّد قاسم خان و ميرزا هادى به حكمران كرمان عرض كردند كه لشكر روس آذربايجان بلكه قزوين و زنجان را گرفته ، عبد الرضا خان يزدى متعلّقان محمّد ولى ميرزاى حاكم را از آنجا اخراج كرده اگر تو با سپاه كرمان و بلوچستان به طهران‌گرايى ، شاه ايران خواهى شد . آن جوان تسويلات « 3 » آنها را دولتخواهى پنداشته با هشت هزار نفر قشون [ 237 ] كرمان و چهار هزار جمّازه « 4 » سوار و تفنگچى بلوچستان به سردارى محمّد قاسم خان عزم طهران نمود . هرچه مادرش به او پيغام كرد كه از اين خيال محال درگذر ، پدرم را اكنون شصت هفتاد پسر است كه هريك را سپاه از تو بيشتر و به مكنت و ثروت از تو پيشتر ، اى مگس عرصهء سيمرغ نه جولانگه تست ، جز فحش جوابى نگفت . در اواسط ربيع الثانى سنهء هزار و دويست و چهل و سه با دوازده هزار [ 238 ] پياده و سوار كرمانى و بلوچ از شهر كرمان به منزل نقل مكان نمود و اين‌طور

--> ( 1 ) . غلوا : از حد درگذشتن . ( 2 ) . سدّه : درگاه ، پيشگاه . ( 3 ) . تسويلات : جمع تسويل ، فريب و اغوا ، به گمراهى افكندن . ( 4 ) . جمازه : شتر تيزرو .